تبليغاتX
قدمی به سوی خدا...

قدمی به سوی خدا...

خدایا ممنونم ازت !!!!! 3>3>3>
+ نوشته شده در  90/10/20ساعت   توسط _Tannaz_  | 

دیشب........

دیشب خیلی بد بود...وای خدای من...اصلا نمیتونم حتی به زبون بیارم... آخه چرا؟؟!

خدایا خودت درستش کن!

+ نوشته شده در  90/10/18ساعت   توسط _Tannaz_ 

سلام

اینجا هم آسایش ندارم ...اینجا هم احتمال اینکه یه آشنا بیاد و بخونه چیزایی که مینویسم زیاده....از طرفی هم دلم نمیخواد اینجارو ول کنم و برم یه جادیگه...ای بابا عجب گیری کردیم..

خیلی حالم گرفتست خیلی بیش از حد...از دست همه چی کلافه ام از همه چی گله دارم...نمی دونم این قضیه های مزخرف واسه چی واسه من پیش میاد آخه...اه

از خودم حالم بهم میخوره!!!

امتحانای مزخرف دانشگامم از ۲۵ شروع میشه...اه..الان تنها چیزی که اعصابشو ندارم امتحانه..الان فقط میخوام وقتم آزاده آزاد باشه و فکر کنم...به اتفاقای مزخرف این ۱سال زندگیم...کاش هیچوقت دانشگاه نمیرفتم که اینجوری بشه...

فعلا

+ نوشته شده در  90/10/17ساعت   توسط _Tannaz_